تبلیغات
عشق به زندگی
 
عشق به زندگی
{یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد................ طلب عشق زهر بی سرو پایی نكنیم/}
                                                        
سلام دوست عزیز >---------------------->>> امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ عشق به زندگی سپری کنید ***برای اینکه مطالب بهتری بنویسیم درقسمت بالا، سمت راست، دایره ای شکل ، نظرات انتقادات خود را بنویسید---------------------->>>> ********* جهت بهتر شدن وبلاگ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در قمست تماس با مدیر وبلاگ ثبت نمایید **** لطفاً در قسمت نظر سنجی وبلاگ ما را در جهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید-------------->> با تشکر **** خواهشاً تو هر پستی که ازش استفاده می کنین نظر فراموش نشود ------>>یادتون باشد همیشه فکر جند نفر بیشتر از یک نفر میباشد-------------------->> ممنون می شوم ------------------------------>>برای همه شما دوستان عزیز از خداوند منان آرزوی سلامتی و تندرستی را دارم >>>>>>>>>>>>>مدیر وبلاگ :یوسف آهنین جان.
درباره وبلاگ

با سلام و خسته نباشید خدمت همه شما دوستان عزیز در این وبلاگ سعی شده كه در باره موضوعاتی پرداخته شود، كه در زندگیه همه ماها پیش آمده است و بتوانم راهنمای های و راه كارهایی به شما بدهیم. لطفا با نظراتتون معایب وبلاگ را پیگیری بكنید.
همیشه فكر چند نفر از یه نفر بیشتر است.
مدیر وبلاگ : یوسف آهنین جان
نظرسنجی
مطالب نوشته شده تاثیری برای شما داشتند؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :8
  • بازدید دیروز : 2
  • بازدید این ماه:5
  • بازدید ماه قبل:6
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

یه بچه کلاس اول ابتدایی بود که با معلم خود با درس بابا مشکل داشت 

صدای ناز می آید، صدای کودک پرواز می آید، صدای رد و پای کوچه های عشق  پیدا شد معلم در کلاس در حاضر شد، یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد برپا،همه برپا چه برپایی شده برپا،معلم نشعتی دارد، معلم علم را در قلب میکارد،معلم گفته ها دارد،یکی از بچه هاآن کلاس در گفتها برجا معلم گفت فرزندم بفرما، جانم بنشین، چه درسی فارسی داریم؟ کتاب فارسی بردار آّب آب را دیگر نمیخوانیم،بزن یک صفحه از این زندگانی را، ورق ها یک به یک رو شد، معلم گفت فرزندم،ببین بابا،بخوان بابا بدان بابا،عزیزم این یکی بابا،پسرجان آن یکی بابا،همه صفحه پر از بابا، ندارد فرق این بابا و آن بابا،بگو آب و بگو بابا،بگو نانو بگو بابا،اگر بخشش کنی با میشود با  با، اگر نصفش کنی،با میشود با  با،تمام بچه ها ساکت، نفس ها حبس بر سینه، قلبی همچو آیینه،یکی از بچه های کوچه بن بست،که میزش جای آخر هست،وهمچون نی فقط  نا داشت،به قلبش یک معما داشت،سوال از درس بابا داشت نگاهش سوخته ازدرد ،لبانش زرد، ندارد گویی همدرد،فقط نا داشت،به انگشت اشاره او سوال از درس بابا داشت،سوال از درس بابای زمان دارد،تو گویی درس هایی بر زبان دارد،صدای کودک اندیشه می آید،صدای بی ستون فرهاد یا شیرین، صدای تیشه می آید،صدای شیر ها از بیشه می آید، معلم گفت فرزندم سوالت چیست؟بگفتا آن پسر آقا اجازه این یکی بابا و آن بابا یکی هستند؟معلم گفت آری، جانمن بابا همان باباست پسر آهی کشید و اشک او در چشم او پیدا شد معلم گفت فرزندم بیا اینجا چرا اشکت روان کشته پسر با بغض گفت این درس را دیگر نمیخوانم معلم گفت فرزندم چرا جانم مگر این درس سنگین است؟پسر با گریه گفت این درس رنگین است،دوتا بابا یکی بابا تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستن؟ چرا بابای من نالا و غمگین است ؟ولی بابای آرش شادو خوشحال است؟ تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستن؟چرا بابا آرش میوه از بازار میگیرد؟ چرا فرزند خود را سخت در آغوش میگیرد؟ ولی بابای من هردم زغال از کار میگیرد؟چرا بابامرایک دم مرا به آغوشش نمیگیرد؟ چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار است ؟چرا بابای ارش بچه هایش را همیشه دوست مدارد؟ ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور وظلم میکارد ؟تو میگویی که این یکی بابا و آن بابا یکی هستن؟ چرا بابا مرا  یک دم نمی بوسد چرا بابای من هر روز میپوسد چرا در خانه آرش گل و زیتون فراوان است؟ ولی در خونه ما اشک وخون دل به جریان است تو میگویی که این بابا و ان بابا یکی هستن؟چرا بابای من با زندگی قهر است؟ معلم صورتش زردو لبانش خوش گردید بروی گونه اش اشکی زدل برخواست؟چه گوهر روی دفتر ریخت، معلم روی دفترعشق را میریخت و یک بابا زاشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش، بگفتا دانش آموزان بس اس دیگر یکی بابا در این درس است و آن بابای دیگر نیز پاک کن را بگیرید  ای عزیرانم یکی را پاک کردند و معلم گفت جای آن یکی بابا  خدا را در ورق بنویس و خواند آن روز خدا بابا تمام بچه ها گفتند خدا بابا.....





نوع مطلب : شعر، درد دل، 
برچسب ها : بی کسی، سخنان دانش آموز غمگین در رابطه با درس بابا،
لینک های مرتبط :





با سلام وخسته نباشد خدمت همه شما خواننده گان محترم در این موضوع به حجاب دراسلام می پردازیم . در اسلام حجاب زن ها از مردها بیشتر و پوشیدتر است كه جامعه ما برای حفظ آن حساسیت و فعالیت های زیادی انجام میدهد كه شاید برای هر یك از شماها سوالات وابهامات زیادی به وجود آورده است در این مطلب میخواهیم به موضوع حجاب كه ما چرا باید حجاب را رعایت بكنیم؟ التزامات حجاب چیست؟ چرا فقط دخترها موظفند كه موهای خود را بپوشانند اگر موضوع تحریك پذیری است چرا درمورد پسرها صدق نمیكند؟ اگر پسرها از راه چشم عاشق و یا شهوت انگیز میشوند خوب دخترها هم میتوان از راه چشم شهوت انگیزشوند.؟
برای روشن شدن فلسفه حجاب وتفاوت آن با پوشش مردان،توجه به مطالب ذیل لازم است:
1-توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی بر اساس فرهنگ اسلامی ،انسان موجودی است كه برای رسیدن به كمال معنویت خلق گردیده است،اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یك از آنها در حد نیاز طبیعی ،سبب شكوفایی همه استعداد های شده و او را به سوی كمال هدایت كرده است .
پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است .
2-توجه به ساختارفیزیولوژی انسان نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه مستقیم با تفاوت جسمی و روحی زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و روان شناسی زن و مرد ثابت شده كه مردان نسبت به محرك های چشمی شهوت انگیز حساس ترند وچون تاثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است از سوی دیگرترشح هورمون های درمرد صورتی یكنواخت وبدون انقطاع دارد ، مردان به صورتی كسترده تحت تاثیر محرك های شهوانی قرار میگیرد اما زن ها نصبت به لمس ودرد حساس ترند و به محركهایی حسی پاسخ میدهند حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیك است از این گذشته چون هورمونهای جنسی زن به صورت دوره ای ترشح میشوند به تور متفاوت عمل میكنند تاثیر محرك هایی شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارند و نسبت به مرد بسیار كمتراست.
استاد مطهری در زمینه پوشش زنان میفرمایی.«اما علت این كه در اسلام دستور پوشش فقط به زنان اختصاص به زنان یافته ،این است كه میل به خودنمایی وخود آرایی مخصوص به زنان است . از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شكار است و زن شكارچی ،همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن زن  شكار است و مردشكارچی میل زن به خود آرایی از حس شكارچی گری اوناشی می شود .درهیچ جایی دنیای سابقه ندارد كه مرد لباسهایی بدن ما و آرایش هایی تحریك كننده به كار برند این زن است كه به حكم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد بنابر این انحراف تبرج  و برهنگی از انحراف هایی مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنها مقرر گردیده است.
به عبارت دیگر:جاذبه وكشش جنسی وزیبایی خاص زنانه و تحریك پذیری جنسی مردانه یكی از علت های این حكم است :بنابر این جذابیت مو و دیگر اندام ها در مورد زن و مرد یكسان نیست و همین طور تحریك پذیری زنان ومردان به یك صورت نمی باشد و این مسئله از نظری علمی نیز كاملا پذیرفته است .
البته این بدان معنا نیست كه مردان با هر وضعیتی و با هر نوع پوششی می توانند درون جامعه ظاهر شوند بلكه برای آنها نیز محدودیت در نظر گرفته شده است اما همان گونه كه بیان شده در حد پوشش زنان نیست .
با توجه به مطالب فوق میتوان گفت :حجاب در اسلام از یك مسئله كلی  و اساسی ریشه گرفته است  اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی(چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر )به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها برای كار و فعالیت باشد بر خلاف سیستم غربی كه حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم می آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم می ریزد.
اسلام قائل به تفكیك این دو محیط است و برای تامین این هدف ،پوشش و حجاب را توصیه نموده است زیرا بی بندوباری در پوشش به معنایی عدم ضابطه در تحریك غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسی كه آثار شوم آن بر كسی پوشیده نیست را به دنبال دارد وسلام امیدوارم با این مطالب توانسته باشم به سولات و ابهامات شما جواب درستی بدهم.ازخداوند منان برای همه شماها آرزوی موفقیت و سربلندی را دارم. و امیدوارم فرد مثبتی در جامعه خود باشیم.





نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : حجاب در اسلام،
لینک های مرتبط :





Center
با سلام وخسته نباشید خدمت همه شما خواننده گان محترم، در این مطلب میخواهیم به چگونگی تصویر ذهنی در موقع سخنرانی بپردازیم ، چگونه تصویر ذهنی مان را افزایش دهیم تا بتوانیم در موقع سخنرانی از آن استفاده كنیم.
وقتی یاد میگیرمیم به نحوی تاثیر گذار صحبت كنیم ،تصویر ذهنی مان هم بهتر میشود.تصویری ذهنی ما (آینده درونی)مان است .
تصویر ذهنی، برداشت و طرزتفكر ما در باره خودمان قبل و طی اتفاقاتی است كه می افتد.هر چه تصویر ذهنی ما مثبت تر باشد ،عملكرد ما بهتر میشود .اگر قبل از هر اتفاقی یا فعالیتی تصور كنید بهترین عملكرد را خواهیم داشت ،عملكردمان بهبود می یابد.
همه ما نسبت به افكار،احساسات و به ویژه توجه دیگران به شدت حساس هستیم . سامرست موام مینویسد :((تمام كارهایی كه در زندگی انجام میدهیم برای این است كه مورد احترام دیگران باشیم، یا اینكه حداقل مورد بی احترامی دیگران قرار نگیریم .))پس وقتی خوب صحبت میكنیم ،مخاطبانمان بیشتر دوستمان دارند و بیشتر به ما احترام می گذارند.در نتیجه،ما هم بیشتر خودمان را دوست خواهیم داشت و به خودمان بیشتر احترام میگذاریم وقتی در نتیجه خوب صحبت كردن :بازخوردن مثبت میگیرد تصویر ذهنی مان بهبود می یابد وبرداشت و تفكرمان درباره خودمان بهتر می شود:درواقع ،نوعی قدرت فردی در خود احساس میكنیم.پس هنگام راه رفتن صحبت كردن و عمل كردن ،اعتماد به نقس بیشتر خواهیم داشت.
از اینكه این مطالب را خواندید بسیار متشكرم.





نوع مطلب : اعتماد بنفس...سخنرانی جذاب...، 
برچسب ها : قدرت بیان، اعتماد بنفس،
لینک های مرتبط :




یکشنبه 28 آبان 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان



خاك عالم به سرم           

                 كه در این ظلمت و شب باز فكر سحرم.   
دل خوش سیری چند؟              

                   سحری نیست در این آبادی.  
همه اش احساس است.          

               و تصویر سحرتو كویر خشك و بی آب دلم.
آنطرفتر كه دلم را عطشی است         

                یك سراب است فقط.

واما شاید....................           

              شاید این تقدیر است. 

كه جنونش مخ من را خورده               

              و خدا در پی تبدیل من و اوست به ما!                                            

با خودم می گویم چه دلی دارم من!     

             كه چنین فكر یك لحظه ی دیدار سحر.

الكی خوش شده ام!                  

            او مرا می بیند؟

او مرا می فهمد؟                  

       و در یك جمله.او مرا می خواهد؟

به گمانم هر گز     

          خاطرم هست همین چندی پیش.

خاطرات منو لیلای سحر پرپر شد       

                بی جهت رابطه مون به كه نشد بدتر شد .......

علتش می دانی؟       میگویم:

                اما بگذار        توی رویای سحر لای اون خاطره ها

در نگاهی گذرا به عقب برگردیم

                   بعد آن در به دری

بی سحری یك سحر پیدا شد

               كه به ظاهر همه شب تا به سحر با من بود.

و صدایش زخم های دل من مرحم بود

                به خیالم انگار او مرا همنفسو هم دم بود

تااینکه                      توی کنکوررفاقت       زیردستان سحر

نمره ی معرفتم صفرشدو          عاقبت یک واحد

ازوفاداری من پاس نشد                 وسحرازته دل صائقه ای برمن زد

عشقو احساس مرازیرپایش له کرد                     ونسیمی آمد......

 آنهمه دوستی یوخاطره ها            اشک چشمان سحربغض منوثانیه هارفته به باد

اومرا بردزیاد........        درفراق غم هجران سحر

اینک از خونه وکاشونه خود رونده شدم                       ودراین شهرغریب(........)

دربه درومونده شدم        فکر بودن باسحرتوی رویای شبم

 شده یک افسانه                 به خدا هرکه مرا میبیند

به همه میگوید                اوشده دیوانه...

واقعا من چه دلی دارم باز...               بازهم تا به دلم مینگرم میبینم

 همه ی دلخوشی زندگی ام

                                                   یک سحربود وخدایی که دراین نزدیکی است...

ازخداباکم نیست...

                                             اومرامیبیند...

 اومرامی خواند...

                                           ومرا از پس دیوانگی ام می فهمد.

 واما این بین...

                                      نه سحر می بینم و             

نه اومی بیند

                                   همه اش می گویم:

 اوقراراست مرایادکند

                                   باپیامک دل من شاد کند.  

خنده داراست کمی افکارم میدانم......

                                     واما چه کنم؟

چاره ای دیگر نیست......

                                         این طرف فکرسحر

آن طرف سِحرسحرقلب مراجادوکرد......

                         زین سبب باید گفت نام او هست سحرجادوگر!

وسحرکوچ نمود  

                                  آرزوهای دلم راهمگی پرپرکرد.

دفترخاطره ام باورقی باز نمود!

                                               بازازاول آن

خاطرات منولیلای سحرازسرکرد.

                                                          بچه ها آخرشعراست            

کمی گوش کنی

                                          شاید این آخر کار                  

منولیلای سحرمابشویم

                                            توی محراب عبادت

 روی سجاده عشق

                                   بادلی تنگتر ازیک قفسی مملوءازتنهائی

آرزوای دارم...

                                   آرزویم این است...............................

ای خدادلگیرم           

                                        بی سحرمیمیرم

یارب اینک که سحرکرده فراموش مرا          

                                                              رحمی کن

و بگو جرم من گرعشق است

                                     پس چرا حکم آن تنهاییست؟

به گمانم این حکم                  

                                          اندکی سنگین است

ومراطاقت اجرایش نیست

                                   پس بیا رحمی کن

گرسحریادکند یانکند

                        من که درفکر سحر خواهم ماند

سحرآخر عمرم توشتابان برسان.                                    

                                               خدایا...!!!


.  نام سحر فقط برای زیبایی شعر بكار رفته.

با تشكر:مدیر وبلاگ

                                            





نوع مطلب : درد دل، شعر، 
برچسب ها : عاشقانه،
لینک های مرتبط :






با سلام و خسته نباشی خدمت همه شما خواننده گان محترم امیدوارم كه از خواندن این مطالب نهایت استفاده رو ببرید، ما در این مطالب به چگونگی زوج هایی می پردازیم كه چگونه بتواننده در كنار هم زندگیی آرامی رو داشته باشند:
زوجهای موفق در مسایل و مشکلاتی که پیش می آید با همدیگر همدلی داشته و آن را به صور مختلف ابراز می دارند. همین احساس همدلی به جرأت و شهامت آنان جهت مقابله با سختیها افزوده و نیروی روانیشان را افزایش می دهد.
زوجهای موفق از دروغ گفتن به همدیگر خودداری کرده و در موارد لزوم حقیقت را به همسر خود خواهند گفت. آنان به خوبی میدانند تبعات حقیقت گویی بسیار بهتر از دروغگویی می باشد. آنان می دانند دروغ می تواند باعث ایجاد بی اعتمادی و بدبینی همسر نسبت به او شود. دروغگویی و کتمان حقیقت از موارد کوچک شروع و به موارد بزرگ و مهمتر توسعه می یابد. دروغگویی به سطحی شدن روابط میان زوجین و نقش بازی کردن آنان برای هم منجر خواهد شد.
در صورتی که زوجها زندگی موفق و توأم با تفاهمی داشته باشند، این امر در بیشتر فعالیتهای فردی و اجتماعی آنها تأثیر گذاشته و چنانچه مشکلی میان آنها باشد، فشار روانی حاصله از آن سایر فعالیتهای زوج را متأثر می سازد. اما به رغم تمام مشکلات و گرفتاریها، زوجین موفق با برنامه ریزی صحیح و با بالا بردن کیفیت زمانی که کنار همدیگر به سر می برند از کانون گرم خانوادگی بهره مند هستند.
زوجهای موفق احساسات و نظریات خود را با گشاده رویی ابراز داشته و نسبت به یکدیگر خودانگیخته هستند. زمانی که زوجین احساسات خود را با همدیگر در میان می گذارند، اختلافاتشان کمتر شده و به تدریج همچون دو دوست به یکدیگر نزدیک می شوند و با همدیگر صحبت و درد دل می کنند. در میان گذاردن مشکلات و مسایل با همسر و مشورت با وی نوعی اهمیت دهی به او می باشد. او با این رفتار شایسته خود تلویحا به همسر خود اظهار می دارد که احتیاج به همفکری، اظهار نظر و حمایت او دارد و همین رفتار و ابراز احساسات باعث افزایش صمیمیت میان آنان می شود.
زوجهای موفق فعالانه برای کشف، درک و ارضای نیازهای مهم یکدیگر تلاش می کنند. آنان نیازهای جسمانی و روانی یکدیگر را به درستی تشخیص داده و با توجه به وضعیت یکدیگر آن نیازها را ارضا می نمایند. یک زن در طی دوران بارداری خود احتیاج بیشتری به دریافت محبت و کمک شوهر در انجام امور منزل دارد. در این زمان یک همسر دلسوز و هوشمند حتی قبل از آنکه همسرش نیاز خود را بیان دارد، این موضوع را درک می کند. ادراک این موضوع حتی می تواند بیش از انجام خواست برای طرف مقابل ارزش داشته باشد. ناراحتی و گلایه بسیاری از افراد این است که همسرشان درک و پذیرشی از نیازهای آنان ندارند. بی توجهی یک زن یا یک مرد در شناخت نیازهای طرف مقابل منجر به این می شود که میان زن و شوهر فاصله و اختلاف ایجاد بشود.
زوجهای موفق با همدیگر پذیرنده و سازگار هستند. بسیاری از زوجین با توقعات گوناگون و فراوان و آرزوهای متفاوت اقدام به ازدواج می کنند. اما مدتی نمی گذرد که متوجه می شوند اختلافاتی با همسرشان دارند. زوجهای سازگار می توانند نگرش و عادات خود را اصلاح کرده تا بهتر با همسر و خانواده وی کنار بیایند و سازگار شوند. سازگاری و انعطاف پذیری در بسیاری از مواقع می تواند تنشها و سختیهای موجود در فضای خانواده را کاهش دهد. مثلاً هنگامی که همسر شما عصبانی و یا غمگین است، خونسردی شما می تواند در فروکش کردن این عصبانیت مؤثر باشد. در همین مسیر اگر زوجی بخواهد زندگی موفقیت آمیزی داشته باشد، در بسیاری از مواقع یکی از آنان باید خواست خود را تعدیل کرده یا حتی از آن بگذرد چرا که بسیاری از طلاقها صرفا به دلیل پایداری طرفین بر سر خواست و نظریاتشان به وجود می آید. موفق باشید./




نوع مطلب : ازدواج موفق، 
برچسب ها : ابراز علاقه،
لینک های مرتبط :




چكار كنیم كمرو نباشیم؟

 اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است. 

ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی ایشان داشته باشد.

 

چنانچه برای شما یا خانواده تان مقدور است فیلمی از زندگی 24 ساعته ی خودتان تهیه کنید و یا برنامه ی زندگی 24 ساعت گذشته ی خود را بر روی کاغذ بنویسید و در ذهنتان مرور کنید. در شرایط و موقعیت های گوناگون چه کرده اید؟ چگونه؟ چرا؟ آیا می توانستید رفتار بهتری و مؤثرتری داشته باشید؟ شما فردا و فرداها را پیش رو دارید، پس با ارزیابی مجدد از شخصیت و توانمندی های خود آمادگی تان را بیشتر کنید. برای امنیت شخصی خود احترام و ارزش خاص قائل شوید، آن را حفظ کنید.

 

منتظر نشوید که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است؛ خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.

 

وقتی به یک محفل رو دربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید.

 

 

نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم.

 

 

وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه ی خوبی ندارند.

 

حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه ی نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.

وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین!




نوع مطلب : كمرویی، 
برچسب ها : خجالتی،
لینک های مرتبط :




چرا بزرگان عقیده دارند كه عشق واقعی در جوانی است نه نوجوانی
 

دروران نوجوانی كه از یازده سالگی شروع میشود و تا هجده و یا بیست سالگی ادامه می یابد. دوران تغییر و تحول جسمی، روحی ،اجتماعی،وعاطفی است تغییرات رفتاری، كسستگی از خانواده،تمایل به رابطه با گروههای همسن،نگرش به محیط و افراد ،دگرگونی عقیده، گرایش به غیر همجنس و آرمان گرایی از ویژگیهای این دوره است./
از این رو گفته اند،دوران بلوغ و نوجوانی دوران آزمون و خطا و دوره«بی ثباتی و تحول گرایی،هویت یابی،و تشخص طلبی»است:دورانی كه معمولا با هیجان و عواطف با بیشترین شدت ظاهری میشود،اما با بالا رفتن سن از شدت آن كاسته میگردد.این هیجانات باعث میشود كه نوجوانان از یك سو به كارهای عجیب و غیره معقول و گاه خارق العاده دست بزنند  و از دیگر سو در دوستی و دشمنی راه زیاده روی را پیش گیرد.
1-از این رو گفته اند:«عشق نوجوانی زودگذر» است.زیرا صفات اخلاقی ،از جمله دوستی و دشمنی با گذشت زمان و تكرار در انسان ریشه دار شدن و به صورت ویژگی دائمی فرد در می آید.
2-بنابراین هر چه سن بالاتر رود هم تجربه بیشتر میشود و احساس(كه در هد افراطی است )تعدیل میشود و هم تفكر عقلانی تقویت
 میشود.همه این مجموعه موجب میشود كه عشق واقع بینانه تر باشد./




نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : ابراز علاقه،
لینک های مرتبط :




چرا دختر با پسر دوست میشود؟


انگیزه دوستی دختر ها با پسر ها معمولا برای آنها مبهم است،ولی از نظر یك انگیزه اجتماعی ،كه پسرها داشتن دوست دختر را یك قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی میكنند و دخترها نیز داشتن دوست پسر را جاذبه فردی و اجتماعی برای خود میشمارند به همین دلیل در بین افرادی كه این افكار وجود دارد،نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر را نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی میشود.دختر ها و پسرها كه نوعی از وضعیت روانی اجتماعی خویش ناراضی هستند و خود را سرگردان و آشفته می یابند،از طریق برقراری ارتباط پنهانی با جنس مخالف در صدد كسب رضایت و اطمینان خاطرند./
 



نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : ابراز علاقه، دوستی، عاشقی،
لینک های مرتبط :




چرا دختر ها ویا پسرها اینقده به هم علاقه درند؟

              
از دوران نوجوانی كه بلوغ جنسی رخ میدهد میل جنسی و علاقه به جنس مخالف برای دختر ها و پسرها امری طبیعی است در این جهت دختر ها و پسرها فرقی ندارند اما به جهت وجود عواطف و احساس بیشتر در دختر ها این تمایل شاید در آنها بیشتر باشد به خصوص اگر درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضاع نشوند و كمتر به آنها توجه صورت گیرد،در عین حال ایمان و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم میشود،كسانی كه فاقد این نیرو درونی اند،برای برقراری ارتباط مانعی نمی بینند ودراین جهت فرقی بین دختر و پسر نیست./
دخترانی كه از سوی والدین و مربیانت در زمینه مسایل جنسی خوب تربیت نشده باشند برای ارضای نیاز جنسی خود به راههای كشیده میشن كه موجب تباهی و فساد جامعه میشوند./




نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : ابراز علاقه،
لینک های مرتبط :




چرا بعضی پسرها نسبت به دختر ها ابراز علاقه نمیكنند؟:


نوع برخورد پسرها و دختر ها و به عكس به«میزان معرفت و آگاهی و ایمان و تقوا و شخصیت اجتماعی »آنان بستگی دارد؛نیاز و پیامدهای متفاوتی دارد،كسانی كه معرفت دینی و ایمان و تقوا درونی قابل اعتمادی دارند تا زمانی كه موقع ازدواجشان برسد طبیعی است نه به دختر ها توجه و نگاه میكنند و نه ابراز علاقه مینمایند ،چون:
اولاً:بر اساس اعتقادات دینی ،این كار را جایز نمیدانند.
ثانیاً:شخصیت انسانی و اجتماعی خود را بالا تر از آن میدانند،كه خود را به كارهایی آلوده كنند كه موجب رضایت شیطان و خشم پروردگار است.این گروه هنگامی كه قصد ازدواج دارند.از راهای صحیح به كمك خانواده و اقوام و آشنایان امین تحقیق میكنند و با دختر گفتگو می نمایند و پس از ازدواج بیشتر از دیگران علاقه و مودت میكنند.
بعضی پسر ها به دلیل دور بودن از معرفت دینی و و نداشتن خانواده و یا دوستان سالم جهت ارضایی غرایز جنسی و هواهای نفسانی خویش نسبت به دختران ابرازعلاقه میكنند بعضی از این ها درواقعاً قصد ازدواج دارند اما ازدواجی كه معلوم نیست تا چند سال دوام و ماندگاری دارد ولی بعضی ابراز علایقشان فریبی بیش نیست آنها قصد ازدواج ندارند بلكه قصد لذت جویی و هوسرانی دارند. درواقع مشكل اساسی گروه دوم آن نیست كه چرا ابراز علاقه نمی كنند بلكه مشكل آن است كه چرا در ابراز علاقه خود صداقت ندارند؟چرا هدفشان در ابراز علاقه های ،فریب دختران و برقراری ارتبات نامشروع با آنها است؟  




نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : ابراز علاقه،
لینک های مرتبط :




دو خواستگار دارم كه یكی آینده اش خوب است اما هیچ احساسی نسبت به او ندارم، مورد دیگر كه آینده خوبی ندارد و معتاد است اما خیلی دوستش دارم ولی خانواده ام موافق نیستند؟

پیش از هر چیز باید ملاك های یك همسر خوب كه میتواند زندگی خوشبختی را در كنار او برای همیشه داشته باشید ،مشخص نمایید./
كاملا باید به این مسئله توجه دارید كه همسر و ازدواج ،تنها برای چند روز و یا حتی چند سال نیست،بلكه همدمی است برای زندگی همیشگی ؛پس نباید تصمیم شتابزده یا صرفاً بر اساس احساسات باشد،زیرا ماهیت احساس و عاطفه آن است كه همیشگی نیست و زمانی فروكش خواهد كرد 1-ملاك های شما در انتخاب همسر چیست؟
2-چه چیزهایی در جوان مورد نظرتان وجود دارد كه در شما علاقه شدید نسبت به او ایجاد كرده است؟آیا علاقه بر اسا شكل ظاهری و قیافه است؟
4-آیا علاقیتان بر اساس حكم عقل و خودتان است،یا صرفا بر خواسته از دل و احساس؟
5-چرا پدر و مادرتان در ازدواج با آن جوان موافق نیستند؟دلایل آنها چیست؟آیا دلایلشان از لحاظ عقل و منطق (نه احساس)پذیرذفته است؟چند موضوع در مورد نظر پدر و مادر وجود دارد كه نقش آنها را در انخاب بسیار مهم میكند:
1)پدر و مادر دلسوز فرزند هستند و خواهان خوشبختی او؛بنابراین نظر آنها بسیار مهم است
2)پدر و مادر تجربه های بسیاری درزندگی كسب كرده اند  كه فرزند  به آنها دست نیافته است.بنابراین تجریه بهترین اسناد و راهنمایی در زندگی است و كسی نمی خواهد از تجارب دیگران بی بهره باشد
 3)چون در دوران نوجوانی به طور طبیعی عشق و علاقه و احساس بر عقل و منطق غلبه دارد تصمیم یك نوجوان و یا حتی جوان در بسیاری از اوقات بر اساس احساس و یا عاطفه صورت میگیرد. هنگامی كه عشق و احساس در پیش روی انسان قرار میگیرد عیب و كاستهای از نظر او مخفی خواهند ماند،اما پدر و مادر چون از این حالت بیرون آمدند بهتر میتوانند خصوصیات افراد را تشخیص دهند .4)نوجوانان از آینده زندگی چندان نمی توان اطلاع داشته باشند چون راهی در پیش دارند كه هنوز نرفته اند اما پدرو مادر این راه را رفته اند و ازآسیب ها ومشكلات راه و زندگی آینده نوجوانان بهتر اطلاع دارند.
اما آچه در مورد انتخاب تان بگوییم این است ملاك های اصلی انتخاب همسر از نظر اسلام تدین و اخلاق و همگون بودن است.ازآنجا كه ازدواج امری خطیر و سرنوشت ساز است (كه در خوشبختی یا بدبختی انسان تاثیر بسزایی دارد)باید در این تصمیم مهم دقت لازم به عمل آید و به دور از احساس و با دور اندیشی و خودروزی به انتخاب صحیح دست زد تا پشیمانی و حسرت در پی نداشته باشد فردی كه معتاد است و خانواده با او موافق نیستند گزینه صحیحی نیست دوست داشتن نمیتوان ملاك ازدواج موفق باشد هر چند علاقه و و محبت وعشق به همسر در انتخاب وی لازم است ولی كافی نیست با گزشت زمان عشق كم فروغ میگردد و مشكلات زندگی با معتاد خود را نشان میدهد. یكی ازدلایل خانواده نیز میتوان همین باشد.
از سوی دیگر در مورد فردی كه آینده خوبی دارد ولی احساسی كه نسبت به او ندارید باید بگویم:اگر واقعا از او خوشت نمی آید ودلیل آن وابستگی به شخص او نباشد، بلكه حتی اگر شخص دیگری هم مطرح نبود به او علاقه نداشتید بنابر این ازدواج یا ایشان هم نمی توان ازدواج موفقی باشدنمی توان گفت حتی پس از ازدواج با ایشان علاقه ایجاد خواهد شد.هر چند این امر ممكن است، ولی با این امید نمیتوان تصمیم گرفت با خود بیندیشید و منصفانه قضاوت كنید،شاید علاقه نداشتن به او برای این است كه به اولی دل بسته اید و عشق و علاقه به اولی باعث شده كه از این خواستگاری دل زده باشید شاید با صحبت كردن با ایشان علاقه حاصل شود.اگر خواستگاری نامبرده جدی است از خوانواده بخواهید به شما مهلت دهند و اجازه دهد باهم صحبت كنیدو بیشتر با اخلاف و ذوق و سلیقه یكدیگر آشنا شوید در آن صورت اگر همدیگر را پسندیده اید ازدواج كنید در غیر این صورت جواب منفی دهید.«« توجه داشته باشید كه كانون خانواده با محبت زن و شوهر  گرم و با نشاط میگردد»».تمام
   





نوع مطلب : ازدواج موفق، 
برچسب ها : ابراز علاقه،
لینک های مرتبط :




چگونه دیگران را جذب نماییم:


در پاسخ باید به چند نكته توجه داششته باشیم :
1-خوخواهی باعشق سازگار نیست.به عبارت دیگر((من))چنین میخواهم با ((ما))  شدن جور در نمی آید.پس باید بدانی كه خواسته های او چیست و سعی نمایی آنها را برآورده كنی ./
2-باید صداقت خود را در عشق نشان دهید و آن این است كه از شما بخواهد همیشه با او باشید.بهترین و روشن ترین شكل آن خواستگاری و ازدواج با شماست.در غیر این صورت چیزی در حد هوی،هوس و ارضایی غریزه جنسی خواهد بود.وعده دادن تاخیر كردن و سردرگمی او نمی تواند نشانه های خوبی از عشق پاك و راستین باشد،پس از طرف شما نیز ارزش  مجذوب و شیفته و عاشق شدن ندارد./
3-باید بتوانی علاوه بر زیبایی باطنی نیز از خود نشان دهید:البته نه این كه ظاهر سازی باشد بلاكه واقعا كلماتی را كه شایسته یك همسر خوب است باید در خود فراهم آورید:زیرا اگر چه شروع یك زندگی و ازدواج با دیدن شكل ظاهری و زیبایی ظاهری آغازمی شود،اما ادامه آن مطمئناً براساس كمالات انسانی و اخلاقهای شایسته و نیك خواهد بود.تنها در این صورت میتوان برای همیشه باقی و پایدار خواهد ماند./
4-پاكی و عفت شرط مهمی برای پایداری و حتی برقراری یك زندگی سالم و سعادت بخش است مردان حتی اگر خود عفیف نباشند.زنان عفیف برای همسری می پسندند.اگر چه برای رابطه عاشفانه و دوستی خیابانی،به دنبال دختران و یا زنان غیر عفیف باشند./
به نظر ما با حفظ حجاب به دو هدف میرسند:هم پاكی و پاك دامنی خود را به همسر آینده نشان میدهند وهم دوستی و محبت خدارا برای خود جلب كرده اید،چون فرمان او را هم در نظر داشته اید. تنها میماند خواسته دلتان و علاقه شدید به خودنمایی برای دیگران است./
با گوهر عشق برتر،عشق به خودنمایی را میتوان كم فروغ نمایید و خود را فقط برای همسرتان بنمایانید كه در ضمن به خواسته دلتان به شكل هدایت و كنترل شده پاسخ داده اید./
 



نوع مطلب : اعتماد بنفس...سخنرانی جذاب...، 
برچسب ها : عاشقانه،
لینک های مرتبط :





خوب صحبت كردن در جمع در تمام مراحل زندگی به شما كمك میكند . اما یادگیری خوب صحبت كردن با مخاطبان دلیل مهم تری دارد.روان شناسان می گویند سطح  اعتماد به نفس،یا این كه ((چقد خود را دوست بداریم ))،كیفیت زندگی درونی و بیرونی را تا حد زیاد تعیین میكند .
هر چه بهتر و ترغیب كننده تر صحبت كنید،خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت.هر چه خودتان را بیشتر دوست بدارید در روابطتان با دیگران ،خوش بین تر و خوش برخوردتر و در تمام كارهای كه انجام میدهید سالم تر و خوشحالتر خواهید بود/




نوع مطلب : اعتماد بنفس...سخنرانی جذاب...، 
برچسب ها : اعتماد بنفس،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
                                                                           
تونایی شما در صحبت كردن با مخاطبان برای موفقیت تان ضرری است. خوب صحبت كردن میتواند احترام و توجه دیگران  را به دنبال داشته باشد ،به ارزش شما در جمع بیفزاید وتوجه افرادی را كه میتوانند به شما كمك و دریچه های به رویتان  باز كنند،جلب كند . توانایی خوب صحبت كردن ،به دیگران ثابت میكند كه شما با استعداد تر و باهوش تر از كسانی هستید كه نمی توانند به خوبی شما صحبت كنند.ارزشمند ترین توانایی شما ذهنتان است. یكی از گرانبهاترین مهارتهای شما توانایی خوب فكر كردن و بیان واضع منظورتان است این مهارت بیش از هر مهارت دیگر به كسب منافع بیشتر و پیشرفت شما كمك میكند به علاوه ،تنها راه نشان دادن تسلط به یك موضوع،ابراز واضع افكار و ایده ها به صورت شفاهی و كتبی است. وقتی شما خوب صحبت میكنید،مردم میگویند:((او متوجه است درباره چه چیزی صحبت میكند)).
خبر مسرت بخش این است كه ذهن شما مثل ماهیچه ای است،یعنی هر چه بیشتر از آن استفاده كنید قوی تر و كارآمدتر میشود سازماندهی قبلی افكار و كلمات باعث میشود شما به چیزی كه میگویید و نحوه بیان آن دقت وتوجه داشته باشید.برنامه ریزی،آمادگی و ارائه سخنرانی ها،شما را مجبور میكند از ذهنتان بیشتر استفاده كنید:در واقع این عمل شما را باهوش تر میكند. انشأالله كه استفاده خوب را برده باشید..تمام.
منبع ::كتاب قدرت بیان
 پدید آورنده :برایان تریسی    



نوع مطلب : اعتماد بنفس...سخنرانی جذاب...، 
برچسب ها : قدرت بیان،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
عشق مجازی چیست؟

1-عشق مجازی در صورتی كه  آلودۀ خواستهای شهوانی و انگیزه های حیوانی نباشد تا سطوح عمیق ((من))عاشق نفوذ میكند ،او را از خود میستاند و آفاق فكر و احساس او را دگرگون میسازد تا بدانجام كه جز به معشوق    نمی اندیشد و جز او را زیبا نمی بیند ،مگرا آنكه ذهنیّت عاشق میان چیزی یا كسی با معشوق پیوند بیابد كه در این صورت در نگاه وی زیبایب معشوق در آن چیز یا كسی انعكاس پیدا میكند .در واقع،وجود معشوق در احساس عاشق در هر آنچه با او پیوند دارد انبساط مییابد . خواج نصیر الدین طوسی در بارۀ عشق مجازی عفیف میگوید :((و این عشق مجازی بر دل انسان نرمی وتأثر و وجد و رقّت می بخشد و انسان را از علایق و  دلبستگی های این جهان آزاد كرده و او را وادار میكند كه از هركس و هر چیز كه جز معشوق وی است روی گرداند و تمام هموم و خواسته ها و امیال و آرزو هایش به یك نقطه تمركز یابند و همین كا باعث میشود كه توجّه او به معشوق حقیقی نسبت به دیگران آسانتر باشد . چه دیگران باید از هزاران خواسته و همّ و هدف دست بردارند ،اما او از همه دست كشیده فقط از یك مورد باید دل بر كند و مهر بردارد تا آن حقیقی بیفكند)). به بیان دیگر ،عاشقْ عشق را میفهمد و لمس میكند و به آن انس و قرابت دارد . كافیست حادثه ای ،تذكری،ضربه ای و...در او تحولی روانی بیافریند و نگاه او را از معشوق مجازی به معبود و محبوب حقیقی رهنمود شود بنابر این ،عشق مجازی چون منزلی است  كه میتواند كاروان دل را به سوی كعبۀ عارفان هدایت كند/
2-از آنجا كه عاشق جهانی میسازد كه همه چیز با معیار معشوق سنجیده میشود و تمام پسنده ها و آرزوهای وی در وصال معشوق خلاصه می گردد ،عشق چون دارویی شگفت از صفت های پست و حقیر نفسانی را از میان بر میدارد و رد پرتو خویش به روان عاشق سلامت میبخشد/
هر كه را جامی زعشقی چاك شد       او زحرص وعیب كلی پاك شد/
به هر صورت ،عشق مجازی در میان عارفان به عنوان گامی برای رسیدن به عشق بر جمال حقیقی مطرح بوده است:
عاشقی گر زین سراست وزآن سراست          عاقبت مارا بدان سو رهبر است./





نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها : عشق مجازی،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی
 
هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی 
عاقبت ورد زبان ماهی دریا
شدم




نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : راز،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
هین رها كن عشق های صورتی           *     عشق بر صورت نه بر روی سفی
آن چه معشوق است صورت نیست آن   *     خواه عشق این جهان خواه آن جهان
آن چه بر صورت تو عاشق گشته ای       *     چون برون شد جان چرا برگشته ای
صورتش برجاست این سیری زچیست    *     عاشقا واجو كه معشوق تو كیست
پرتوی خورشید بر دیوار تافت                 *     تابشه عاریتی دیوار یافت
بر كلوخی دل چه بندی ای سلیم          *     واطلب عشقی كه پایت او مقیم




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 17 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
ای برای با تو بودن باید از بودن گذشت
من تو را ای عشق از كف داده ام            هم خودم را هم تو را گم كرده ام
آن من عاشق من دیوانه را                         من نمی دانم كجاگم كرده ام
من نشانی های خود را میدهم                                یك نفر باید مرا پدا كند
یك نفر كه یاید با طوفان عشق                            بركه خوشكیده را دریا كند




نوع مطلب : عاشقانه، حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 17 مهر 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان
خدایا دستانم خالی و دلم غرق در ارزوهای دست نیافتنی ست    ،   یا بقدری دستانم را توانا گردا یا دلم را از آرزو های دست نیافتنی خالی كن





نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : دعا،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : یوسف آهنین جان

بشرآئینه دار بی ثباتی ست                    و گر نه دانش توحید ذاتی ست

خدا جزء خاک معبایی ندارد                          جهان غیر خدا جایی ندارد

خدا در لابه لا لا مکان است                       خدا مثل حقیقت بی نشان است

خدا در گل خدا در آب و رنگ است                       خدا نقاش این جمع قشنگ است

خدا یعنی درختان حرف دارند                          شقایق ها درونی شفع دارند

خدا سرچشمه لیل و نهار است                       خدا معراج شبنم در بهار است

خدا ذات گل و ذات قناریست                                خدا ثبات باران بهاریست

خدا را میتوان از فلسفه فهمید                          خدا را در پرستش میتوان دید

خدا در باتن آباد شراب است                                      خدا در قعر چشمان تو خواب است

خدا در هر نظر آئینه ماست                                 همین حالا خدا در سینه ماست

 

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2